کاربن نوشت

خرید بک لینک
یک روز بلاخره تفاوت بین بی اهمیت و با اهمیت رو تشخیص میدی یاد میگیری که از کنار هر آنچه مردم در موردت فکر میکنن بی اعتنا گذر کنی و بیشتر از قبل به فکر خودت باشی نمیدونم اون روز کی میاد ولی، امروز روز خسته ای بود با خستگی شروع شد، با خستگی داره طی میشه دلیلش اسمس های سر صبح نیست، شایدم هست و نمیدونم فقط اینکه روحم امروز خسته ست رو میفهمم حتی زبونم خسته بود وقتی به مامان گفت من بازاروکیل هیچ خریدی ندارم، خستم، نمیخوام بیام درس هم نخوندم اومدم خوابیدم و دستمو در امتداد گل های شبتاب کاغذ دیواری اتاقم گرفتم نگاهم میره به بالا، تا سقف قد کشیدن با سر انگشت برجستگی های گلبرگ هاش رو لمس میکنم یک لحظه چشمهامو میبندم و تصور میکنم نابینا هستم بغض کردم چرا؟ عجب چشمهامو باز میکنم، قورتش میدم لعنتی رو ولی اشکه میادش می افته روی یقه ی لباسم و صدای افتادنی که زیر گوشمه سرمو میچرخونم که اشک اینوری هم بیفته خلاص بشم از شرشون شوق وصف ناپذیری دارم به برداشتن یه خودکار و نوشتن توی گلبرگ های شب تاب! به کسی چه؟ اتاق خودمه مامان از تو هال صدا میزنه نمیای واقعا؟ نه! غرغرکنان میگه برا لباس آماده ای، همی کاربن نوشت ...

ما را در سایت کاربن نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: یک روز به شیدایی,یک روز مکالمه رایگان,یک روز خوب, نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 1:14

نه عشق نه دوست داشتن نه بغل گرم نه بوسه نه هوای دونفره اینا همش حرفِ همش تظاهره همش شوآف یه سری آدم دل خجسته اس من میگم وقتی از کابوس خونین و مالین بیدار میشی و جرات تکون خوردن نداری الا برداشتنِ گوشیت، یکی باشه بهش زنگ بزنی بدون فکر به اینکه چه ساعتیه و رودربایستی مزاحمت ایجاد کردن و.. فقط برا اینکه بگی میترسم! یکی باشه بگه پاشو لامپُ روشن کن، تموم شد، چیزی نیس.. تنهایی این نیس که عاشق نباشی این نیس که پاییزها یه نفره باشی تنهایی یعنی بعد کابوس دستت بره به گوشی و ببینی چندساعتی که خواب بودی کل دنیا با تو خواب بوده.. و من، از یه کابوس خونین و ما کاربن نوشت ...

ما را در سایت کاربن نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 6:55

همیشه باید همین باشه اصلا لطفش به همینه همیشه باید یکی نیمه افسرده باشه، اون یکی سرحال و خجسته یکی ساکت باشه اون یکی پرحرف یکی محتاط و یکی هم آتیش پاره یکی قهوه ی تلخ، یکی چای لیموووو یکی کیک شکلاتی، اون یکی چیزکیک لیمویی، تارت لیمویی، اصلا هرچی، فقط لیمویی باشه، پای لیمو مثلا ؛) یکی بیحوصله، یکی نکته سنج یکی بیخیال، اون یکی نگران یکی سنگ، یکی شکننده یکی مرموز، یکی ساده خلاصه که گذشته از عقاید و ایدئولوژی های درونی هر آدمی بیرون آدما همیشه پر از تفاوته و وقتی خوب فکر میکنم میبینم من یه لیمو ام ینی از اول یه لیمو بودم بعد رشد کردم :) و این خیل کاربن نوشت ...

ما را در سایت کاربن نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 6:55

خیلی حرفها دارم خیلی کلمه ها بی هیچ نظم و ترتیبی چپیدن توی گلوم و شدن بغض و بغض و بغض ! خیلی خوبه که بشه تخلیه شون کنم، حرف بزنم ولی در عمل همیشه از گلوم سربالایی میرن به چشمام از اونجا هم اشک و گونه و هرجا که بشه افتاد حال نوشتن نیست، دلش هم نیست فقط میخوام بگم خدا چرا آدما مثل تو نیستن؟ انقدر حرف میشنوی بدوبیراه میشنوی ازت رو برمیگردونیم و میریم، بهت ناسزا میگیم ولی باز وقتی دلتنگتیم آغوشت بازه باز برمیگردیم کنج بغلت و فکر به اینکه آره.. خدا هست..همیشه هست.. چرا آدمات اینجوری نیستن؟ چرا همینکه گفتی دوسشون نداری و رفتی دیگه حق دلتنگی نداری؟ دیگه د کاربن نوشت ...

ما را در سایت کاربن نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: چرا؟,چرا؟ محض ارا,خدایا چرا؟,جوانان چرا؟,آخه چرا؟,خدا چرا؟,میدونی چرا؟,کافه چرا؟,دروغ چرا؟,واقعا چرا؟, نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 6:55

صفحه بندی